فــضــو لــبــا شـــي

دوست داشتن / داشتن دوست

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست

دوست داشتن امری لحظه ای است

ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است .

(دکتر علی شریعتی)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/٢۳ - احمد رضوی


خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند

 

چرا خانم ها نباید با آقایون متاهل ارتباط برقرار کنند؟

---------------------------------------------------------

برخی از خانم ها تمایل دارند که با مردهای متاهل ارتباط برقرار کنند و این کار را تنها به خاطر ریسک و هیجانی که در بردارد انجام می دهند. واقعاً تاسف آور است. گاهی اوقات این افراد اصلاً متوجه نیستند که تا چه اندازه ضرر و زیان به بار می آورند. بعضی وقت ها یک چنین خانم هایی تنها به برقراری رابطه ی جنسی و پول فکر می کنند. در برخی موارد دیگر هم کار به جایی می رسد که یکی از طرفین نسبت به دیگری احساس پیدا کرده و به او علاقمند می شود. این برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد. همسر اول در کل این ارتباط بی گناه است.

 

این حق خانم نیست که آسیب های عاطفی شدیدی را تحمل کند و شاهد آن باشد که همسرش با زن دیگری ارتباط برقرار کرده. زمانیکه یک زن با احتساب به این امر که طرف مقابل دارای زن و زندگی می باشد، باز هم با او ارتباط برقرار می کند، فقط در پی رسیدن به نیات پلید و شیطانی خودش است. اصلاً برایش اهمیتی ندارد که ممکن است همسر اول این آقا چه آسیب هایی را متحمل شود. این زن فقط نیتش این است که زندگی او را از هم بپاشاند. یک چنین زن هایی معمولاً سعی می کنند رفتارهای خودشان را به طرق مختلف توجیه کنند و خیانت موجود را پیش برده و زندگی زن و شوهر را از هم بپاشند.

 

اکثر خانم هایی که خیانت پیشه می کنند و با مردهایی که دارای همسر هستند ارتباط برقرار می کنند این کار را تنها به دلیل احساس قدرت انجام می دهند. با این کار احساس می کنند که قدرت آن را دارند تا مرد را از همسرش جدا سازند. البته گاهی اوقات این کار جواب نمی دهد و در اکثر موارد مرد از همسر اولش جدا نمی شود. در چنین حالتی معمولاً مرد دوباره با احساس شرمندگی به سوی همسر اولش باز میگردد و سعی می کند که رابطه ای را که خراب نموده مجدداً بازسازی کرده و روابط خود را با همسرش بهبود بخشد. البته در برخی موارد هم دیده شده است که وقتی خانم با مردی متاهل ارتباط برقرار کرده، خودش هم نمی دانسته که این مرد متاهل است. برخی از مردهای متاهل در مورد وضعیت تاهل خود به خانم های دیگر دروغ میگویند.

 

 

به هر حال این امکان وجود دارد که چه مرد و چه زن هر کدام به نقطه ای برسند که احساس گناه به آنها دست بدهد و از خیانت کردن خود پشیمان بشوند. اگر این احساس گناه شدت پیدا کند، یکی از طرفین به این ارتباط پایان می دهد. برخی از آقایون تنها به این دلیل که قادر به تحمل تعارض و دوگانگی در زندگی خود نیستند به یک چنین ارتباطی پایان می دهند. احساس گناه مانند کنه به جانشان می افتد و آنها را رها نمی کند. البته در این میان مردهایی هم وجود دارند که به هیچ وجه احساس گناه نمی کنند و هیچ تمایلی هم به بهبود رابطه از خود نشان نمی دهند. این قبیل افراد معمولاً از همسر اول خود جدا می شوند و سپس با معشوقه ی خود ازدواج میکنند. البته زمانیکه هیچ امیدی برای بهبودی رابطه به چشم نمی خورد، شاید طلاق بهترین گزینه ی انتخابی باشد.

 

همسر اول معمولاً در یک چنین شرایطی احساس خشم، و عصبانیت می کند و اغلب این حس را پیدا می کند که شاید تقصیر او بوده که همسرش به او خیانت کرده و به این امر فکر میکند که چه خطایی از او سر زده است؛ اما حقیقت اینجاست که همسر این آقا هیچ کار اشتباهی انجام نداده، خیانت به این دلیل اتفاق افتاده است که آقا تصمیم گرفته به همسر خود خیانت کند. مردی که خیانت می کند این کار را علیرغم میل باطنی همسر خود انجام می دهد.

 

اگر یک مردی از زندگی خود احساس رضایت نمی کند، باید درخواست طلاق بدهد نه اینکه به همسر خود خیانت کند. واقعاً جای تاسف است که چرا برخی از آقایون زندگی مشترک خود را آنقدرها که باید و شاید جدی نمی گیرند.

 

آسیب زمانی به حد اعلای خود می رسد که شوهر، زن دوم را باردار می کند. بارداری مشکلات را هزار مرتبه پیچیده تر می کند. این مسئله برای همسر اول غیر قابل تحمل است.

 

خیانت را تنها زمانی می توان بخشید که هر دو نفر تصمیم بگیرند که واقعاً به صورت صمیمانه بر روی از بین بردن آن کار کنند. برای اینکه فرد بتواند طرف مقابل را ببخشد، زمان لازم دارد. بازسازی اعتماد و اطمینان مستلزم گذر زمان است. اگر کسی که یک بار خیانت کرده بود، مجدداً این کار را انجام دهد، واقعاً جای تامل وجود دارد چرا که یک مرتبه از خطای او چشم پوشی شده و این بار دومی است که مجدداً یک چنین خطای نابخشودنی را تکرار می کند

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/٢۳ - احمد رضوی


10 اشتباه آقایون در لباس پوشیدن

     گوناگون - مد و زیبایی 

من معمولا جوری می نویسم که هم به درد آقایون بخوره و هم خانومها..ولی دفعه پیش یه سری از آقا پسر های گل اعتراض کردن که من فمنیست هستم و از این حرفا..پس  یه مطلب واسه آقایون میزارم.راجع به 10 تا اشتباهی که ممکنه مرتکب بشن تو لباس پوشیدن

 

اگه شما در نظر دارین که تاثیر خوبی در برخورد اول رو مردم بزارین ..از این اشتباهات در لباس پوشیدن دوری کنین:

 

1- شلواری که کاملا اندازه شما نیست

یه شلوار مناسب شلواری هست که نه خیلی بلند باشه و نه  خیلی کوتاه..به اندازه ای باشه که حتما جوراب های شمارو بپوشونه و معلوم نباشه از زیرش..ولی به اندازه ای هم بلند نباشه که روی زمین کشیده بشه..هی توی دست و پاتون بپیچه.. یه شلوار مناسب، نه خیلی آویزون و گل و گشاده و نه این که تنگ

 

2- کفش مناسب

کفشی بپو شبن که کهنه نباشه ..تمیز  و واکس خورده باشه..هیچ چیزی مث یه کفش درب و داغون  یا بد  ریخت نیپ شما رو خراب نمیکنه

 

۳ - لوازم زینتی اشتباهی

عینک آفتابی شما نباید در مدل های عجیب و رنگهای عجیب و غیر معمول باشه. کمربندتون رو همرنگ کفش و یا کیف دستی تون انتخاب کنین

 

۴- جوراب هایی که با لباستون هماهنگی ندارن

جورابی بپوشین که با رنگ شلوارتون هماهنگ باشه..جوراب سفید فقط برای لباس های ورزشی...شلوار جین با کفش ورزشی و شلوار هایی با رنگ خیلی روشن...همیشه جوراب مشکی با شلوار های تیره بسیار زیبا و شیک هست

جوراب های خیلی کوتاه (به طوری که پا پیدا باشه زمانی که می نشینید)و جوراب های نازک تیپ شما رو به کلی ضایع میکنه..)

   

6- پوشیدن پیرهن آستین کوتاه به عنوان پیراهن رسمی

:پیرهن آستین کوتاه اصلا برای اداره وسرکارمناسب نیست

 

7- مدل موی نامناسب

مدل مویی که مال دهه های گدشته است و یا فرق وسط اصلا جذاب نیست

 

8- یه ظاهر تر و تمیز

هیچ زمانی از بهداشت شخصی تون غافل نشین ...عادت های خوبی مث استحمام روزانه و اصلاح صورت..وقنی که تصمیم به اصلاح  و یا عدم اصلاح صورتتون میگیرین به این نکته که پس از این کار چه شکلی میشین توجه کنین...ومدل بخصوصی رو در نظر داشته باشین.. حتما از ادکلن و دئودورانت استفاده کنین.

 

9- کیف دستی  یا چمدان نا مناسب

هیچ زمانی از کیف هایی به جنس کرباس( کتان) و یا کیف های کوله پشتی وقتی که کت و شلوارپوشیدین استفاده نکنین. وقتی به مسافرت میرین مخصوصا با هواپیما مطمئن بشین که کیف و چمدونتون یه ظاهر مناسب و کاملی رو  به شما بخشیده.

 

10- لباس های چروک

همیشه لباس‌هاتون رو به چوب لباسی اویزون کنین وکت و شلوارهاتون رو بیش از حد به خشک شویی ندین.. و جای اطو پرس کردن هم اون ها رو بخار بدین (تا برق نیفتن )

 البته همه اینا بخودی خود حله اگه یک خانم باسلیقه داشته باشین

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٩/٤ - احمد رضوی


10 اشتباه خانم‌ها در لباس پوشیدن

تا حالا شده که شما و دوستتون که از لحاظ سایز مثل هم هستین یه لباس رو بپوشین ولی حس کنین که اون تو اون لباس برازنده تر هست؟

این بر میگرده به این که شما بدونین اصولا انتخاب یک لباس فقط سایز نیست ...بلکه چیزهای دیگه ای هم هست که اگه رعایت بشه..لباس به تن شما هم به همون اندازه برازنده خواهد بود...معمولا 10 تا نکته هست که تو لباس پوشیدن خیلی مهمه و خیلی ها هم بهش توجه نمیکنن..فراموش نکنین خوب لباس پوشیدن به معنی گرون پوشیدن نیست

 1- انتخاب رنگ اشتباه

پوشیدن لباسی با رنگ متناسب با پوست و رنگ موی شما باعث میشه سالم و سرجال و زیبا با حداقل چین و چروک به نظر بیاین...

 2-آرایش زیاد

متاسفانه اشتباه بزرگ دیگه که تو ایران هم خیلی رایجه استفاده افراط آمیز از لوازم آرایش هست..من که فکر میکنم یه دختر جوان نباید طراوت صورنش رو زیر قشری از میک آپ مدفون کنه..

آرایش زیادی باعث میشه خطوط صورت نیشتر نمایان بشه و چهره خسته نشون داده بشه..آرایش رنگ روشن و سبک واسه روز و یه کمی تیره تر واسه شب ایده آل هست...حتی بهنرین سوپر مدل ها هم تو روز اندازه ایرانیها آرایش  نمی کنن..آرایش زیاد شما رو زیبانر از اون چیزی که هستین نشون نخواهد داد ...

  3- پوشیدن لباس های تنگ

پوشیدن لباسهای خیلی تنگ  باعث میشه شما چاق‌تر نشون داده بشین نه لاغرتر ... اینو فراموش نکنین

 4- لاک ناخن پریده..

راستی شما از لاک استفاده اگه میکنین واسه اینه که ناخن هاتون زیباتر بشه ... لاک ناخن نا مرتب فقط توجه بقیه رو به شلخته بودن شخص جلب میکنه

 5- یه مدل موی قدیمی و یا موهای نامرتب

اولین چیزی که توجه همه رو در وهله اول ملاقات جلب میکنه مدل موی شماست..که جایگاه شما (از لحاظ تحصیلات، شخصیت و....)نشون میده. من نمیگم که این قضاوت درسته ولی خوب این هست و کتمانش هم نمیشه کرد. پس سعی کنین مراقب مدل ،رنگ و...موهاتون باشین.

6- کفش نامرتب  و کثیف

اگه میخواین ظاهرتون مرتب باشه از کفشاتون مراقبت کنین و مرتبا اون ها رو واکس بزنین 

7- ریشه موها

اگه موهاتون رو رنگ میکنین..هیچ چیزی زشتر واسه موهای شما از یه موی دو رنگ...با ریشه های در اومده سفید ..و...نیست..

8- لباس زیر مخصوص بالاتنه

وقتی یه تاپ میپوشین مواظب باشین که بندهای لباس زیرتون پیدا نباشه... 

9- جورابی که به لباستون نمیاد

همیشه جورابتون رو با رنگ کفش...دامن  و یا شلوارتون هماهنگ انتخاب کنین 

10- و بالاخره این که بدونین تو هر محیطی چه جوری باید لباس  پوشید

تو محیط های کاری هیچ زمان نباید لباسی پوشید که خیلی جلب توجه بکنه؛ مگر این که لازمه کارتون باشه (مثل فروشندگان لباس و....)همچنین دامن یا مانتو خیلی کوتاه 5 سانت بالای زانو، تاپ، شلوارهای خیلی تنگ، گردنبند و گوشواره های خیلی شلوغ(جینگول..مینگول)جواهر و طلای زیاد، شلوار و دامن و مانتوی چرم ویا هرچیزی که براق باشه

------------------------------------------------------------------------------

این هم مخصوص ایران: ...هیچ وقت تو محیط های اسپرت ..مثل کنار دریا..کلوپ های ورزشی...پارک ها با کفشی با بیشتر از 3 سانت پاشنه و آرایش خیلی زیاد وارد نشین...لازمه یه محیط اسپرت...پوشیدن لباس راحت تر از زمان دیگر هست..اینو میگم چون عده ای واسه قدم زدن تو ساحل یا پارک از کفش پاشنه بلند استفاده میکنن..این به همون اندازه غیر عادی هست که اگه ببینین یه آقایی با کت و شلوار و کراوات کنار ساحل قدم بزنه. 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۸/۸ - احمد رضوی


اطلاعات جالبی درباره نام محله‌های تهران

شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نامها معروف شده اند.  با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله‌های تهران اطلاعاتی گردآورده ام که در ادامه می خوانید.

 

سید خندان

سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه

در گذشته املاک زمینهای این منطقه  متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما  فروخته شده است.

فرحزاد

این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.

شهرک غرب

دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های  مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه

آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه  بوده،  او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه

نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران

زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی  معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.

پل رومی

پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.

جوادیه (در جنوب تهران)

بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)

میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.

درکه

اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)

روایت شده است که  قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.

زرگنده

احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه  ییلاق کارکنان روسیه  بوده است.

قلهک

کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.

کامرانیه

زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)

در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.

نیاوران

نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.

ونک

نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.

یوسف آباد

منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی

 قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران

نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است  و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.

همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین  برخی نیز  معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا

نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)

منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/۸/۱ - احمد رضوی


معمای طنز

 

» اگر اسکلت از بالای دیوار به پائین بپرد چه می شود ؟

 

+

 

- هیچ وقت اینکار را نمی کند ، چون جگر نداره

 

» ژاپنی ها به گوساله چه می گویند ؟

 

+

 

- نی نی گاوا !!

 

» فرق بین عینک و تفنگ چیست ؟

 

+

 

- عینک را می زنند و می بینند ولی تفنگ را می بینند و می زنند

 

» دندان کرسی چه فایده ای دارد ؟

 

+

 

- در زمستان ما را گرم می کند

 

» چرا آب هنگام جوشیدن قل قل می کند ؟

 

+

 

- چون میکروبهای آن می سوزند و فریاد می کشند

 

» اگر قلب کسی ایستاد چه می کنیم ؟

 

+

 

- برایش صندلی می گذاریم تا بنشیند

 

» اگر یک زنبور داخل دهان گربه رود ، گربه چه می گوید ؟

 

+

 

- میوز ...... میوز

 

» چطور میشود چهار نفر زیر یک چتر بایستند و خیس نشوند ؟

 

+

 

- وقتی هوا آفتابی باشد.

 

» چطور می توان یک پرنده را به راحتی کشت ؟

 

+

 

- آن را از بالای صخره به پائین پرتاب می کنیم.

ببخشید اگر تکراری یا لوس بود

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٥/٢۸ - احمد رضوی


کار زن - کارمرد

 

 آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.

اوخیلی دلش می خواست که زنش بداند برای او در بیرون خانه چه می گذرد.

بنابر این یک شب دعا کرد :

خدای عزیز ! من هر روز سر کار می روم و ٧ ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماند من می خواهم او بداند بر من چه می گذرد.

بنابراین لطفا اجازه بده برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.

خداوند ، با لطف بی انتهایش ، آرزوی این مرد را برآورده کرد .

 

کار در خانه

صبح روز بعد مرد ، بر خلاف همیشه همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد، بچه هارا بیدار کرد و لباسهای مدرسه شونو آماده کرد، بهشون صبحانه داد، ناهارشان را تو کیف شون گذاشت و به مدرسه برد.

خانه رو جارو کرد, برای گرفتن پول و پرداخت قبض به بانک رفت به بقالی رفت رختخوابها رو جمع و مرتب کرد ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن غذاا ، به کار انداختن لباسشویی، جارو و گرد گیری ، وتی کشیدن آشپز خانه، رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل ،آماده کردن شیر و خوردنیها و پرسیدن تکالیف بچه ها برای  خانه ، اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری ، نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی ......

تا ساعت ده شب  که از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود  به رختخواب رفت در حالیکه آنجا هم باید رضایت همسر را  تامین میکرد ...

 صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :

خدایا ! من  چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم . خواهش میکنم

 لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم .

خداوند با معرفت لامتناهی خود جواب داد:

بنده من ، احساس می کنم تو درست را گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری نه ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٤/۱۸ - احمد رضوی


مژده به علاقه مندان ادبیات فولکلور فارسی:

ترجمه شعر اتل متل توتوله به انگلیسی

  how's Hassan's cow?

  she doesn't have neither milk nor tits.

  they took her milk to India.

  marry a Kurdish woman.;

  you call hername Amghezy...

  around her hat reddish.

  Aachin and Vaachin

  cross one of your legs

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٤/٩ - احمد رضوی


همسران چهار گانه ما!


روزگاری پادشاهی ثروتمند بود که چهار همسر داشت. اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست می داشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرائی میکرد این همسر ازهر چیزی بهترین را داشت .

پادشاه همچنین همسر سوم خود را بسیار دوست میداشت و او را کنار خود قرار می داد اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد .

پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو میشد به او متوسل میشد تا آنرا مرتفع نماید.

همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت میکرد.اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت وبرعکس این همسر شاه را عمیقا دوست داشت ولی شاه به سختی به او توجه میکرد.

روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد .

سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود رفت گفت من تو را بسیار دوست داشتم بهترین جامه ها را بر تن تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟

گفت:بهیچ وجه !! و بدون کلامی از آنجا دور شد این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.

پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام هم اکنون رو به احتضارم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟

گفت نه هرگز !! زندگی بسیار زیباست اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت میبرم!

پادشاه نا امید سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید من همیشه درمشکلاتم از توکمک جسته ام و تو مرا یاری کردی من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟

گفت نه متاءسفم من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم من در بهترین حالت فقط میتوانم تو را داخل قبرت بگذارم ! این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد!

در این هنگام صدائی او را بطرف خود خواند و گفت من با تو خواهم بود تو را همراهی خواهم کرد!

هر کجا که تو قصد رفتن نمائی!

شاه نگاهی انداخت همسر اول خود را دید ! او ازشدت سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود شاه با صدائی بسیار اندوهناک و شرمساری گفت:

من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل می‌آوردم من در حق تو قصور کردم ...

در حقیقت همه ما دارای چهار همسر یعنی همفکر در زندگی خود هستیم

همسر چهارم :همان جسم ماست مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم وقتی ما بمیریم او ما را ترک خواهد کرد.

همسر سوم : دارائیها موقعیت و سرمایه ماست زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران میشوند.

همسر دوم :خانواده و دوستانمان هستند مهم نیست که چقدر با ما بوده اند حداکثر جائی که میتوانند باما بمانند همراهی تا مزاز ماست.

همسر اول : روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت و لذایذ فراموش میشود . در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی میکند.

پس از آن مراقبت کن او را تقویت کن و به او رسیدگی کن که این بزرگترین هدیه هستی برای توست.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٢/٢٥ - احمد رضوی


خرجی زندگی


مردی که در ماموریت بود به همسرش این گونه نوشت:

عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت می فرستم.

عاشق تو - جان

همسرش بعد از چند روز این گونه جواب داد:

عزیزم از اینکه 100 بوسه برای من فرستادی نهایت تشکر را می کنم.

ریز هزینه ها:

1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.

2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.

3.صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.

4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم .

بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.

5.سایر موارد 40 بوس.

نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتوانم تا اخر این ماه با ان به سر کنم.

ایا می توانم برنامه بصورت فوق برای ماه بعد تنظیم کنم؟ لطفا من را راهنمایی کنید

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٢/٢٢ - احمد رضوی